از آنجای که ازدواج با دخترانی ۹ سال به بالا در دینی اسلام مجاز می باشد و این کار خیلی هم عادی است در افغانستان من هز گز این کار را نمی توانم بیپزیرم واین خود مرا خیلی آزار می دهد
این چیز ها باعث شده که بنده کمی از دینی اسلام دل سرد شوم. و به طوری اوتوماتیک به قانونی بینلمللی تکیه کنم تا دین و به این دلیل است که میگم دین باید راهش از قانون جدا باشد.
این یکی از مسال های است که در افغانستان هر روز اتفاق می افتد
این دختر که ۱۱ سال داشته با مردی مجبور به ازدواج میشه که او محتاد به موادی مخددر بوده و هر روز با زنانی دیگر کاری سیکسی می کرده و همیشه دختری نو جوانی ۱۱ ساله را کوتک کاری می کرده
ادامه مطلب

پر ویز کامبخش یکی از روز نامه نگاری جوانی ماست که متسفانه اورا آخوندهای ما به دار خواهد آویخیت و بجای او خر ریش ها وتروریستها به نامی مسلمان باقی می ماند. آنها نه تنها مسلمان نیستند بلکه از آدمانی کور دل و بی رهم و بی عاطفه هستند
این یگ چیزی اشتباهی است که من در مسلمان ها می بینم.من خودم مسلمانم و از دینم خیلی هم رازی هستم و دینم را دوست دارم امما چیز های را که قاضی های کور چشم و کور دلی بی رهم در ایران و افغانستان انجام می دهد هم هر گز نمی توانم بپزیرم این یگ کار اشتباهی هست که ما ایمروزه به آن توجهی نداریم. در اینجا از نظری من قاضی های ما خود نیز یگ جنایت کاران وظالمانی کور دل و کج سلیقه می باشند که خونی جوانانی ما را میریزند.اینها خود یگ قاطل هستند چرا که به پرونده ها بسیار با دقتی کم نگاه می کند وفکر آینده این جوانان را نمی کند وبه سادگی دستوری هکمی اعدام را می دهد وبعد می گوید که اشتباهی تیکنکی پیش آمده بود.منظورم در اینجا مجلسی سنای افغانستان است.که قاضی برای حکمی اعدامی پرویزی کامبخش جوانی روزنامه نگار را داده بود و وقطی پرونده در مجلسی سنای افغانستان می رود اون مردی کور دل به راهتی بدونی آنکه دقتی به پرونده کند تعید می کند که آری کسی که احانت به اسلام کند هکمش اعدام است
از نظری من که دین کاملا یگ چیزیست که جدا ازقانون گزاران باید باشد.دین باید راهش را برود و قانو ن قانونش را ططبیق کند.دین نباید آزادی بیان جوانان را بگیرد
قاضی ها باید در ستهی بینلمللی درس خوانده باشد و اونها نه باید از اسلام برای امنیت ومقابلا با مشکلاتی روز مرره استفاده کند . اسلام کارش این است که جوانان را تعلیم وطربیه کند و اونهارا دور از فساد های اجتماعی نگهدارد و راهی آموختنی علم فرهنگ وپیشرفت را به آنها بیآموزد.نه اینکه با کوچک ترین اشتباهی اونهارا به دار آویزان کند و آنها را از بین ببرد.ما به تک تکی این جوانان نیازمندیم و اونهارا برای آباد شدن مملکتی خود نیاز شدید داریم اینها آینده سازی مملکتی ماهستند
ادامه مطلب
پس در نتیجه اول برای والدین دوم برای خودش سوم برای جامعه یگ چیزی درظاهر انسان و لی کاملا یگ هیوانی درنده که همیشه مزاهیمی دیگران شود ومشکلات ایجاد کند بیشتر متسفانه نمیشود که انطظار داشت
بااین هساب است که من نظرم این است که فرزند آدم داشته باشد امما به اندازه ای که بطوان او را خوب نگهداری کرد.چون فرزند داشتن شوخی نیست فر زند مثلی گلی است که به کوچک ترید سرما از بین میرود و یگ چیزی بی خودی از او می ماند

