تبليغاتX
اوج بیدادگری وظلم ناشی از نبود دموکراسی
+ نوشته شده توسط علی در یکشنبه 21 بهمن1386 و ساعت 11:46 بعد از ظهر |
این چیزی است که قلب و روهی مرا همیشه آزار می دهد

از آنجای که ازدواج با دخترانی ۹ سال به بالا در دینی اسلام مجاز می باشد و این کار خیلی هم عادی است در افغانستان من هز گز این کار را نمی توانم بیپزیرم واین خود مرا خیلی آزار می دهد

این چیز ها باعث شده که بنده کمی از دینی اسلام دل سرد شوم. و به طوری اوتوماتیک به قانونی بینلمللی تکیه کنم تا دین و به این دلیل است که میگم دین باید راهش از قانون جدا باشد.

این یکی از مسال های است که در افغانستان هر روز اتفاق می افتد

این دختر که ۱۱ سال داشته با مردی مجبور به ازدواج میشه که او محتاد به موادی مخددر بوده و هر روز با زنانی دیگر کاری سیکسی می کرده و همیشه دختری نو جوانی ۱۱ ساله را کوتک کاری می کرده


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در شنبه 20 بهمن1386 و ساعت 11:48 قبل از ظهر |
آیا کسی که یگ مطلبی راعلیهی یگ دینی دیگر می خواند باید به دار آویخته شود؟

پر ویز کامبخش یکی از روز نامه نگاری جوانی ماست که متسفانه اورا آخوندهای ما به دار خواهد آویخیت و بجای او خر ریش ها وتروریستها به نامی مسلمان باقی می ماند.  آنها نه تنها مسلمان نیستند بلکه از آدمانی کور دل و بی رهم و بی عاطفه هستند  

این یگ چیزی اشتباهی است که من در مسلمان ها می بینم.من خودم مسلمانم و از دینم خیلی هم رازی هستم و دینم را دوست دارم امما چیز های را که قاضی های کور چشم و کور دلی بی رهم در ایران و افغانستان انجام می دهد هم هر گز نمی توانم بپزیرم این یگ کار اشتباهی هست که ما ایمروزه به آن توجهی نداریم. در اینجا از نظری من قاضی های ما خود نیز یگ جنایت کاران وظالمانی کور دل و کج سلیقه می باشند که خونی جوانانی ما را میریزند.اینها خود یگ قاطل هستند چرا که به پرونده ها بسیار  با دقتی کم نگاه می کند وفکر آینده این جوانان را نمی کند وبه سادگی دستوری هکمی اعدام را می دهد وبعد می گوید که اشتباهی تیکنکی پیش آمده بود.منظورم در اینجا مجلسی سنای افغانستان است.که قاضی برای حکمی اعدامی پرویزی کامبخش جوانی روزنامه نگار را داده بود و وقطی پرونده در مجلسی سنای افغانستان می رود اون مردی کور دل به راهتی بدونی آنکه دقتی به پرونده کند تعید می کند که آری کسی که احانت به اسلام کند هکمش اعدام است

از نظری من که دین کاملا یگ چیزیست که جدا ازقانون گزاران باید باشد.دین باید راهش را برود و قانو ن قانونش را ططبیق کند.دین نباید آزادی بیان جوانان را بگیرد

قاضی ها باید در ستهی بینلمللی درس خوانده باشد و اونها نه باید از اسلام برای امنیت ومقابلا با مشکلاتی روز مرره استفاده کند . اسلام کارش این است که جوانان را تعلیم وطربیه کند و اونهارا دور از فساد های اجتماعی نگهدارد و راهی آموختنی علم فرهنگ وپیشرفت را به آنها بیآموزد.نه اینکه با کوچک ترین اشتباهی اونهارا به دار آویزان کند و آنها را از بین ببرد.ما به تک تکی این جوانان نیازمندیم و اونهارا برای آباد شدن مملکتی خود نیاز شدید داریم اینها آینده سازی مملکتی ماهستند

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 11:29 قبل از ظهر |
از تهویل دادنی فرزندی نیکو و خدمت گزار در جامعه نه تنها والدین لذت می برت بلکه تمامی مردوم اینگونه زوجها را دعا هم می کند که اینگونه بچه هارا به دنیا آورده. و یگ بچه در ابتدا بد نیست خیانت کار نیست جنایت کار نیست  بلکه در ابتدا او یگ طفلی بی گناه  و معصوم می باشد.امما وقطی که او به این دونیای پر از هیاهوی وجنگ وخونریزی و دوشمنی و کمبودی ایمکانات از یگطرف و  مخصوصا والدینی نادانی که هم داشته باشه از طرفی دیگر.اینها همه دست به دست هم می دهد و از این کودکی معصوم یگ جنایت کار به جامعه افزوده می شود ونه تنها والدین از این بچه خیری نه می بیند بلکه همه از دستی او دست به گریبان هم میباشد.در اینجا می توان گفت که در ابتدا والدین نه تنها از این بچه خیری نخواهد دید بلکه اونها برای خود یگ گناهی کبیره ایجاد کرده و بافرزندش تنها دشمنی می باشد که در ظاهر به عنوانی پدر  ومادر است وفر زند نیز ازاین گونه زندگی که برای او نا خود آگاه پیش آمده همیشه رنج خواهد برد وهمیشه از خود نیز حتتا  نفرت دارد وبرای جامعه نیز چیزی جز عزاب ودردیسر ومزاهم نیست

پس در نتیجه اول برای والدین دوم برای خودش سوم برای جامعه یگ چیزی درظاهر انسان و لی کاملا یگ هیوانی درنده که همیشه مزاهیمی دیگران شود ومشکلات ایجاد کند بیشتر متسفانه نمیشود که انطظار داشت

بااین هساب است که من نظرم این است که فرزند آدم داشته باشد امما به اندازه ای که بطوان او را خوب نگهداری کرد.چون فرزند داشتن شوخی نیست فر زند مثلی گلی است که به کوچک ترید سرما از بین میرود و یگ چیزی بی خودی از او می ماند

+ نوشته شده توسط علی در دوشنبه 15 بهمن1386 و ساعت 1:19 قبل از ظهر |